ذبيح الله صفا
1214
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
است كه در مقدمهء كتاب سلجوقنامه كه خود اختصاريست از الاوامر العلائيه نام او را باستناد بر گفتار شفر « 1 » ناصر الدين يحيى ضبط نموده است و مسلما شفر و او هردو از نسخهء خلاصهء سلجوقنامه كه در دست داشتهاند پيروى كردند و بنابراين فعلا ايندو ضبط يعنى « حسين » و « يحيى » دربارهء نام ابن بىبى موجود است . علت اشتهارش به « ابن البيبى » انتسابش بود به مادرش مشتهر به « بىبى منجمّه » . اين زن دختر كمال الدين سمنانى رئيس شافعيهء نيشابور بود و از طرف مادر نسبش به امام محمّد بن يحيى فقيه بزرگ خراسان مىرسيد كه در فتنهء غزان كشته شد . وى را در علم نجوم مهارتى تمام بود و چون « سهم الغيب در طالع داشت احكام او در قضا و قدر بيشتر موافق مىآمد و راست بازمىخواند » « 2 » و ازينروى در دستگاه امرا و سلاطين وقت احترامى بهم رسانده بود چنان كه سلطان جلال الدّين منكبرنى او را مقرّب و محترم گردانيد و هنگامىكه كمال الدين كاميار از جانب سلطان سلجوقى آسياى صغير بسفارت نزد سلطان جلال الدين خوارزمشاه رفت از حال « بىبى » آگهى يافت و داستانش را در بازگشت به اطلاع سلطان علاء الدّين كيقباد رسانيد . وقتى كه جلال الدين خوارزمشاه نزديك « آمد » از لشكر مغول فرارى و بعد از آن مقتول شد علاء الدين درصدد جستجوى « بىبى » برآمد و عاقبت نشان او را با شوهر و خاندان در دمشق يافت و او را بدربار خود خواند و چون در چند مورد احكام درستى ازو استماع كرد او را بركشيد و شوهرش مجد الدين محمّد ترجمان را نيز بمقام دبيرى و درجات بلند رسانيد چنان كه در صف امراى دولت سلجوقى آسياى صغير درآمد و در مقام خود بود تا در شعبان سال 670 درگذشت « 3 » .
--> ( 1 ) - Schefer , Quelques chapitres de l'Abrege du Seldjouknameh com - pose par l'Emir Nassir eddin Yahia ( 2 ) - الاوامر العلائيه ص 442 ، چاپ فاكسيميله ( 3 ) - مشروح اين مطالب را در ص 442 - 443 الاوامر العلائيه بيابيد .